تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - یک جا مثل نقطه سر خط ...!
تاریخ : جمعه 9 مهر 1389 | 01:46 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

خواستم بگویم ،

اما نشد که بگویم

دیدم خاطره شد

از همان لحظه ای که شروع شد

از همان جاها،

یک جایی مثل نقطه سر خط ،

صفحه تمام می شود

و درختی می میرد برای آغازی از ذهن

که ما چاپ کنیم ،مچاله کنیم ،خط بزنیم ،

سپید بگزاریم بر گهای خط دار وجودش را

و این آخر این بر گ است،

زرد نمی شود،

بسته می شود .

چیزهایی هست که نمیتوان به زبان آورد یا نوشت ،

چرا که واژه ای برای بیان آن وجود ندارد .

اگر هم وجود داشته باشد ،کسی معنای آن رادرک نمیکند.

اگر من از تو نان وشراب بخواهم تو درخواست مرا درک میکنی...

اما هرگز این دست های تیره ای را که قلب مرا در تنهایی

گاه  میسوزاند و

گاه منجمد میکند،

درک نخواهی کرد

اما باز شروع خواهم کرد

از همین جا،

یک جایی مثل کلبه دلنوشته ها و دلتنگی ها

برای هیچکس

و تنها هیچکس همه کس من

 

 

شبی در میان اشکهایم ستاره ای را دیدم

باخود گفتم او ستاره ی من است

نمی دانم چرا او هم از کوچه خلوت گونه هایم زود پر زد ....

اکنون عمریست من کوچه گونه هایم را خیس میکنم

تا شاید دوباره برگردد....

اما باز ...

همه ستاره دارند ومن.......

بی ستاره

شاید سهم من از شب همان ستاره ای باشد که همیشه پنهان است

همیشه همیشه همیشه...

و یا شاید ستاره ی من

 همان است که پیدا نیست ...

 

 و در آخر امضا می کنم  اونیکه اونقدر تنهاست که تنهایی هم ازش خجالت میکشه

 

 

پ . ن . 1) سلام  ، شروع پادشاه فصل ها رو به تمامی عاشقان پاییز تبریک می گم بازم پاییز و بارون و ریزش برگ ها ، بازم می گم من باشم ، تو باشی ، باران باشد و یک جاده بی انتها به دنیا می گویم خداحافظ

پ . ن . 2) زندگی همیشه اتفاقاتی رو برام رقم زده که گاهی اصلاً تصورش هم برام سخته بیشتر از همیشه احساس تنهایی می کنم و باز تنها راه حل باقی مونده برام نوشتن بود خیلی وقت بود ننوشته بودم اما بازم نوشتم اینبار هم برای هیچکس دلم برای هیچکس خیلی تنگ شده بود

پ . ن . 3) همونطوری که گفتم تو این مدت زیاد دست به قلم نشدم در پست قبلی قول دادم که از دفتر شعر جدیدم خبر هایی براتون بزارم اما واقعیت اینه که هنوز دست نزدم امیدوارم بتونم این دفتر هم جمع کنم شایدم دفتر ناتمام من بشه ...

پ . ن . 4) بعد از مدت ها دوستان قدیمی رو دیدم آرش هیچکس ، کامران زرتشت و اشکان پارسا به یاد گذشته با هم دور همی گرفتیم اما خب اونچیزی که خیلی واضح بود اینه که همه دغدغه ی کار و زندگی دارند و چیزی که جالب بود همه معتقد بودیم دیگه زندگی نمی کنیم بلکه زندگی ما رو ...

اما باز هم کنار دوستان قدیمی بودن هم عالمی داره یکم از روزمرگی خارج شدم اما اتفاقات بدی هم تو این مدت افتاد از هک شدن وبلاگ عاشقانه که واقعاً حال من یکی رو گرفت اما خب مهدی بیدل عزیزم با وبلاگ جدیدش جواب افرادی که چشم دیدن موفقیت دیگران رو ندارندرو داد یک جمله اش خیلی به دلم نشست "آدم حسود و کینه ای رو نباید نفرین کرد چون همینجورش خدا زده تو سرش "واقعاً همینطوره ، تهمت زدن و فیلتر کردن گروه مارشال مدرن هم یکی دیگه از خبر های بد اوایل تابستون برای ما بود اما خبر بد تر که دیگه خیلی باورش سخت بود درگذشت پدر یکی از دوستان عزیزم بود مجدد در گذشت پدر صدف عزیز رو تسلیت می گم امیدوارم غم آخرش باشه

پ . ن . 5 ) می رسیم به متولدین ماه مهر همیشه به متولدین این ماه ارادت داشتم و دارم اول مهر تولد شطیطه عزیز بود که بهش تبریک می گم و 12 مهر هم تولد آیلین عزیزم هست که بهش تبریک می گم.

 




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت