تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - آخرین ایستگاه عاشقی!
تاریخ : چهارشنبه 28 آذر 1386 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

دستی نیست تا

نگاه خسته ام را نوازشی دهد.

اینجا ،باران نمی بارد...

فانوسهای شهر، خاموش و مُرده اند

دست های مهربانی ،فقیرتر از من اند ...!

نامردمان عشق ندیده ،

خنجر کشیده اند بر تن برهنه و بی هویتم !

دلم می خواهد آنقدر بنویسم

تا نفسهایم تمام شود.

آنقدر دفترهای کهنه را سیاه کنم

تا سَرَم   ، فریاد کنند

می خواهم امشب

شاعر نو نویس کوچه ها شوم

بوی غربت کوچه ها

امان بُریده است ...!

می خواستم واژه ای پیدا کنم تا ...

دلتنگی کهنه و بی خاصیتم را

عرضه کند

ولی

واژه ها باز هم غریبی می کنند

می خواستم

کاغذی بیابم منت نگذارد ،

تنش را بدستانم بسپارد ،

تا نوازشش دهم ،

اما ، اعتمادی نیست ...!

این لحظه ها ی لعنتی

باز هم مرا عذاب می دهند...

این دقیقه های بی وفا ،

بی وجدانترین ِ عالم اند ...!

دستی نیست تا

دستهای خسته ام را

گرم کند...

نگاهی نیست

تا مرا امید دهد...

نفسی نمانده تا به آن تکیه کنم.

اینجا

آخرین ایستگاه عاشقیست ...
 

پ . ن . 1 ) سلام ; چند روز به پایان پاییز نمونده و بعدش زمستون  بعد بهار ، تابستان و دوباره پاییز من خودم از اهالی زمستون اما عاشق پاییزم خیلی سخت دلکندن از پاییز اما خوب همیشه آدم باید از چیزی که دوست داره دل بکنه شاید یه روزی نوبت به همین بلاگ هم برسه !" اینجا آخرین ایستگاه عاشقیست ...!"

پ ن . 2 ) بعد از جشن تولد ۴ سالگی گروه مارشال مدرن در هتل نارنجستان ۲ هفته سخت از لحاظ کاری و درسی و شرکت در مسابقات شبیه سازی سازه را داشتم خیلی ها از رفتار من تعجب کردن اما خوب من کاری رو شروع نمی کنم اما اگه شروع کنم حتماْ تموم هم می کنم به بهترین نحو هم تموم می کنم درسته که شاید یکم زیاد از حد توش غرق شم اما خوب اینطوری هستم و فقط امیدوارم سوتفاهم هایی که پیش امد زود تر حل شه البته جزئیات بیشتر رو آرش  هیچکس عزیزم در وبلاگ خودش ذکر کرده حتماْ سر بزنید ضرر نداره

پ . ن . 3 ) دفتر شعرهام کماکان در حال تکمیل شدن هستند از اولین کادر سمت چپ می تونید به دفتر شعر هام سر بزنید.

پ . ن . 4 ) ...

پ . ن . 5 )  یلدا پیشاپیش مبارک ... همین




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت