تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - نمی دانم از چه بنویسم؟
تاریخ : جمعه 12 مهر 1387 | 01:33 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

 نه مـی خـوام بـیـن من و بین دلــش جنگ بشه
 
نه می خوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه
 
مـن فـقط   یــه  چــیزی از خـــــدا مــی خــــوام
 
واســه یکــــبارم شــده دلــش بـرام تنـگ بــشه

نمی دانم از چه بنویسم؟

فقط می خواهم بنویسم....

ازكجا؟؟؟

نمی دانم.

از دوست داشتن !؟

از حماقتم!؟

با ...

نمی دانم

 اما دوست دارم بنویسم تا زمانی كه راحت شوم تا زمانی كه حس كنم با واقعاً راحت شدم

حرف دلم رو زدم

...

تازه زندگی ام معنا گرفته بود

و طعم آرامش را می چشیدم و اینبار نیز با تمام وجودم احساس می كنم كه باز

روزگار سر ستیز با من برداشته

و باز مثل قبل هجرت و دوری یار را برایم به ارمغان می آورد

برایم سخت است كه او برود و من به انتظار آمدن بنشینم.

انتظار

 انتظار

 انتظار تنها عنصریست كه مرا از بین خواهد برد.

انتظار بدترین شكنجه ایست كه می شود برای من در نظر گرفت.

همیشه از این كه قرار باشد چشم انتظار بمانم متنفر بودم.

نگاهم به تنها یادگار او كه همان دفترعشق اوست گره خورده است.

اما این انتظار طول خواهد كشید.

تحمل این زمان برایم بسیار سخت تر از آنیست كه فكرش را می كردم.

هیچ وقت فكرنمی كردم كه تا این حد برایم مهم و دوست داشتنی باشد.

هیچوقت فكر نمی كردم كه مهتاب از نبود ستاره زندگی اش، تاریك و تار شود.

هیچوقت فكر نمی كردم كه  روزی عشق بدون نگاه هم به وجود بیاید.

هیچوقت اجازه فكر كردن به این كه آری او نیز تنهایم خواهد گذاشت را به خود نمی دادم،

حال كه آماده سفر است

و هر زمان كه به یاد این رفتن می افتم

دلم می خواهد فریاد از دل برآرم و ندا سر دهم

كه تنهایم گذاشتی

افسوس كه رفتنش دست من نیست

و ماندنش هم غیر از سرزنش و ناراحتی برایش و برایم چیز دیگری به همراه نمی آورد.

ماندنی كه برایش دردسرسازباشد را دوست ندارم

و رفتنی كه برایم انتظاررا در پی داشته باشد

زجرآور تر از ماندنش می دانم.

چگونه زمان فراق یار را تحمل كنم منی كه سوخته فراقم.

من كه عمری با فراق سر كردم حال كه ستاره زیبای رویاهایم را پیدا كرده ام

چگونه نظاره گر رفتنش باشم و چگونه مانع نشوم؟؟

چگونه ؟

من كه بعد از این همه سختی عشقم، امیدم، نفسم و عزیز دلم را پیدا كردم،

قلب شكسته ام مرهم زخم های كهنه اش را پیدا كرد

و گوشه های خرد شده اش كه هر كدام به جایی افتاده بود

و امیدی به پیوندشان نبود

تازه داشتم با شنیدن صدای عزیزی كه آرام بخش این روح خسته بود

شروع به احیا و تپیدن می كردم

باز باید به فراق یار نشست ؟!

لعنت به ...

نفرین بر این جدایی

كه هر زمان سر راه سرنوشتم قرار گرفت

بدترین زمان ممكن بود.

وای به من كه بعد او چه كنم.

وای به روزی كه این رفتن او، همیشگی باشد.

وای به روزی كه قلب زخم خورده ام بفهمد این جدایی همیشگی است.

و  وای به روزی كه او مونس و یار همیشگی اش را پیدا كند

آن زمان است كه

مهتاب

مهتابی که نورش از وجود او بود

برای همیشه باید برود

برود تا آسمان برای همیشه تاریك بماند

برود تا به همه بفهماند

كه تحمل در شكست هم، حد و اندازه ای دارد !

تا او نیز بفهمد كه

مهتاب هم با وجود همه استقامتش  روزی كاسه صبرش لبریز خواهد شد.

من ندانم به كدامین گناه مجازات می شوم

كه این همه زجر قسمت این قلب خرد  شده ام می شود

اما می گویم و با فریاد به  همه  گویم كه با رفتن او همه نظاره گر مهتاب باشید

و با انگشت به همه  نشانش دهید

كه او نیز زیر بار فراق عشق نتوانست زنده بماند

و اجل به او نیز مهلت نفس كشیدن در هوایی كه یار نباشد را  نداد.

پ . ن . 1) سلام ; من ندانم به كدامین گناه مجازات می شوم

پ . ن . 2) تابستون تموم شد اما خیلی بد تموم شد اواخر تابستون مادر بزرگم رو از دست دادم خیلی از دوستانم چه دوستانم در گروه مارشال – مدرن و چه دوستان وبلاگی ام زحمت كشیدن با ارسال ایمیل یا SMS به من تسلیت گفتن یعضی از دوستان هم مثل مهدی بیدل و حسین تیكه سنگ هم تماس گرفتن از تمام عزیزان تشكر می كنم واقعاً حق دوستی رو برای من ادا كردن امیدوارم در خوشی هاشون جبران كنم

پ . ن . 3) قرار بود با این آپم قالب وبلاگ هم عوض كنم اینكارو هم كردم اما خوب سیستم میهن بلاگ ارتقا پیدا كرد و بعضی كدهاش عوض شد و منم مجبور شدم فعلاً همین قالب رو بزارم در ضمن دوستانی هم كه تمایل به تبادل لینك دارند در قسمت نظرات بگن در مورد نوشته های وبلاگم حتماً به موضوع مطلب دقت كنید متوجه می شید كه نوشته های من هست یا خیر قابل توجه سارا !دهمین شعر دفتر غروبم همیشگیست هم در سایت قرار دادم اشعار من رو از دفتر شعرهام از اولین لینك سمت چپ دنبال كنید.

پ . ن . 4) عاشق دوستانم هستم دوستای با معرفتی که برام خیلی عزیز هستند

پ . ن . 5) جشن مهرگان رو به تمامی پایز دوستان تبریك می گم  ، در این 12 روز كه از مهر گذشت تولد 4 نفر از دوستان گلم بود كه همینجا بهشون تبریك می گم ، شطیطه ، مینا ، سونا و آیلین عزیزم تولدتون مبارك


 

 

 




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت