تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - آخرین بار
تاریخ : جمعه 29 تیر 1386 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

آخرین بار آمده بود
از شهر خاک خورده ا ش
گور بود تنهایی اش
چشم هایش
برای دریا مروارید داشت و گردآب
که غرق کند گنبد کبود بی خدای من را
بی فریاد
می رفت رسوب شود دستهایم
و سکوت
لبانم که دریا دریا می خواند
مرا می برد تابوت به دوش
می کشید بر خاک خانه چنگال هایش را
مرثیه خوان من
جیغ مریم هاست و غروب چشم هایش
که همه ی مردم به تماشا
مجسمه ی آزادی می شوند
ختم به آسمان هفتم شهر خودش
برای
آخرین بار آمده بود...

پ . ن . 1) سلام ; دلتنگِ دل کندن از تموم دلتنگی هایی هستم که یه عمر بال پرواز منو بسته بودن ، دلم می خواد یه عطر نو فضای غمزده دلم رو پر کنه ، دلم می خواست پرواز کنم ، اما ...! در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه اوج بگیری کوچکتر می شی ...

پ . ن . 2 ) روحیه خودم به نسبت اوایل امسال خیلی بهتره که اصلی ترین دلیلش شب شعر های تو یاهو هست اما خوب بی خیال خیلی چیزا شدم

پ . ن . 3) چند روز پیش دفتر شعر ششم كه اسمش دریا هست رو دادم بازخوانی كردن و ایرادهایی كه داشت برطرف شد اولین شعر این دفتر  به اسم آخرین بار رو در همین پست خوندید رو در وبلاگ خودم گذاشتم و از اول مرداد به مرور سایر اشعار این دفتر رو در سایت شعر نو قرار می دم كه لینك این دفتر شعر رو در اولین كادر سمت چپ می بینید

پ . ن . 4 ) همونطوری که در پست قبلی گفتم بازم کنفرانس های شعر رو شروع کردیم دوستن خوبی به جمع ما اضافه شدن امسال آرش هیچکس هم مشتری دائم کنفرانس های ما هست و مهدی بیدل هم که با مشغله ای که داره اما بازم با ماست دوستان جدید هم پیدا کردیم

پ . ن . 5 ) دیروز تولد قاصدك بود با بچه های كنفرانس شعر یه شب شعر خودمونی داشتیم و بعدش وقتی قاصدك امد برای این دوست عزیزمون یه جشن تولد خودمونی گرفتیم قاصدك عزیز تولدت مبارك امیدوارم همیشه به آرزوهات برسی راستی تا یادم نرفته تولد حسن تیکه سنگ هم با تاخیر مبارک



  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت