تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - افسوس هایم
تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1385 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

خون کبوتر نبودم که بریزم

تا دستان ات سرخ شوند

یا پنجره

که تن ات را اسیر کند

آوازی

که سینه ات از هوایش پر شود

شاید چیزی

قطره ای که آفتاب می خواست

نگاهی

که آه اش را دستان تو سوار باد کند

باشد

همه ی افسوس هایم برای کویر

که دلش بزرگ است

 

پ . ن . 1 ) سلام  ; " همه ی افسوس هایم برای کویر که دلش بزرگ است " بازم دلم هوای کویر و سکوت و تنهایی هاش کرده اونجا که تا چشم کار می کنه شن هست و تا دلت بخواد می تونی داد بزنی و دوست داشته باشی که باد صداتو به اونی که دوست داری برسونه ...

پ . ن . 2 ) امتحانام شروع شده اصلاً حس درس خوندن نیست نمی دونم چرا اما می دونم این ترم گند می زنم

پ . ن . 3 ) شعر افسوس هایم که اینجا آوردم حس این روز های منه از دفتر آفتاب از مشرق نمی آید وبلاگم 2 ساله شد تولدت مبارک کلبه دلنوشته هام البته ببخشید بابت تاخیر چند روزه




طبقه بندی: شعر های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت