تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - ویبره دل
تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1385 | 10:13 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

تا حالا شده دلتون خود به خود بره رو ویبره ؟

 

بذارید بیشتر توضیح بدم...

 

تاحالا شده شده یه شعر بخونید و تمام موهای بدنتون سیخ بشه؟

 

تا حالا شده یه حکایت بشنوید و یکهو یه چیزی تو قلبتون تکون بخوره ؟

 

تا حالا شده یه جمله دلتون رو بلرزونه ؟

 

تا حالا شده ... ؟

 

آره...میدونم که شده ...! مگه میشه دل کسی نلرزه

 

حتی اگه از سنگ هم باشه بالاخره یه چیزی هست که بتونه اون رو بلرزونه

 

این همون (( ویبره )) هست که اول گفتم

 

این همون ویبره دل که برای همه حداقل یه بار پیش میاد

 

شاید هم برای بعضی ها بارها و بارها...

 

اما این که کی گوشی رو بر می داره و پیامش رو می شنوه مهمه

 

کی تا حالا دیده پشت خط دلش کی بوده؟؟؟

 

کی تا حالا با اون ور دلش حرف زده؟؟؟

 

اگه پایه اید برید تو عمق دلتون

 

برید ببینید این دل صاحب موندتون چندین و چند بار لرزیده 

 

و شما ...

 

 

پ . ن . 1 ) سلام ;  

و قلب من از آن

 !خبرهایی از دوردست ها می شنود،خبرهای بد

...او زنده است و نفس میکشد

 !!!اما غمی به دل ندارد

 

پ ن . 2 ) مسابقات شبیه سازی سازه هم بازم برگزار شد و ما رکورد دنیا رو شکستیم برای اطلاعات بیشتر سرچ کنید سازه نگین کردستان

پ . ن. 3 ) کماکان دارم اشعارم رو به سایت شعر نو منتقل می کنم و انجا ثبت می کنم.


طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت