تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - شمع ها
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1385 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

وقتی او را با شمع ها نذر کردم

قلب من هم آب شد

کنار تندیس سربی اش

حالا آفتاب فراموش نکند

منتظرم

که من سایه شوم و شبها روزم شود

تا قرارم به ماه

بکشد زنجیر دست و پایم را

برای ماندن ستاره ی چشم هایش

کامل شود نامم

و کامل شود نیمه ای که نیست اش از جدایی جدا

بردار کوله

تا بر دار نشود دل ات

که پایان راه روشن تر از آیینه است

و من هیچ ام نمانده

که بیایستم

وقتی که او را با شمع ها نذر کردم

پ . ن . 1 ) سلام ; بعد یه مدت بازم امدم به کلبه دل تنگی ها و دل نوشته هام نمی گم جایی هست که توش می نویسم می گم کسی که خوب منو درک می کنه یه گوش خوب برای شنیدن حرفام به قول مریم حیدرزاده که این جمله اش رو خیلی دوست دارم تنها کسی که خوب مرا درک می کند یک روز زادگاه مرا ترک می کند شاید بپرسید ربطش چی هست که جواب اینه که اینجا زادگاه منه نیمه ی پنهان من یا شایدم نیمه گمشده من

پ . ن . 2 ) حرفی برای گفتن نیست ...!؟

 پ . ن . 3 ) شعری که تو این پست گذاشتم یکی از اشعار دفتر پیش از تو هست به اسم شمع ها که در سایت شعر نو هم گذاشتم

  پ . ن . 4 ) کمتر فرصت می کنم به دوستانم در کنفرانش شعر ملحق بشم کمی از شب بیداری هام کاسته شده و کمی گرفتاری ها بیشتر امیدوارم بازم این افتخار نصیبم بشه که در کنار دوستان کنفرانس شعر باشم.

پ . ن. 5 ) من شاید مدتی نباشم به همین خاطر امروز تولد دوست عزیزم نیاز گل رو تبریک می گم  5 آذر تولد نیازم هست پیشاپیش تولدت مبارک .




طبقه بندی: شعر های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت