تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - برای با هم بودنمان ...
تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1385 | 09:08 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

نمی دونم چرا دوباره برات می نویسم...

میدونم تو دیگه جوابی برای من نداری...

یا شایدم نمی تونی داشته باشی...

چون هنوزم نفهمیدی که چه کار کردی...  

نمی تونم...

یعنی از دستم کاری بر نمیاد...

فقط می تونم دلم رو خوش کنم که من

نه کم آوردم...

نه کم گذاشتم...

راستی چرا موقع رفتن خداحافظی نکردی...

جوابی نمی خوام...

نمی تونم که بخوام...

چون می دونم حرفی نمیزنی و خب دیگه کاری از دستم بر نمیاد...

اگر هم بیاد خودم دیگه نمی خوام...

تا اونجایی که می تونستم همراهت بودم و حالا تموم!!!

الان فقط این جمله معروف نمیذاره آروم بشینم....

برای با هم بودنمان

با هم ماندنمان

چیزی لازم است

به سادگی

به سادگی همدلیمون...

دروغ ساده ای بود این هـــــــــــــــــــمدلی...

حتی کلمه اش هم دیگه برام آشنا نیست...

نمی شناسمش.. با خودم می گم

اسمش چیه...

چه شکلیه....

چه کار می کنه...

کجاست...

کی میاد...

هیچ جسم و روحی رو نمی بینم...

نه می خندی ...

 نه محبت می کنی...

نه حس می کنی...

نه غذا می خوری...

نه لمس می کنی...

حتی کار هم نمی کنی...

هیچ کاری...

عین آدم مرده...

 آره راستی تو مردی...

زودتر از اون وقتی که خودت معین کردی...

می دونی داره بارون میاد...

یادت چقدر زیر بارون خیس می شدیم...

یادت نمیاد...؟

دلم می خواست گریه کنم ...

دلم خیلی گرفته بود...

 اما مدت هاست که نمی تونم ...

نه بغضی و نه هق هقی...

 برای تو که فرقی نمی کنه اگه چشمای من عین صحرا خشک شده باشه...

می خوام برم بیرون قدم بزنم...

دیگه نمی خوام به تو فکر کنم...

تو همینو می خواستی مگه نه !

 ترجیح می دم بارون رو دوست داشته باشم...

فقط بارون رو ...

اما قبل از اینکه برم...

دستتو بیار جلو چشاتو ببند..

حق نداری نوشته تو دستتو بخونی...

تا وقتی که بارون تموم شه ...

و اون نوشته تمام احساسیه که الان دارم

دوستی من بدون تا بود پایانی نداشت

اما افسوس 

دوستی تو ...

هر چی دلت می خواد به جای نقطه چین ها بذار

 

پ . ن . 1 ) سلام ; واقعاً الان حس حسه بارونه پاییز هم ار راه رسید منتظر ریزش برگ ها و بارون هستم و قدم زدن در پارک جنگلی و شنیدن صدای برگ ها زیر بام ، بوی نم بارون و خنکای پاییز من باشم تو باشی باران باشد و یک جاده ی بی انتهای به دنیا می گویم خداحافظ

پ . ن . 2 ) این ترم هم شروع شد این سال تحصیلی خیلی برام مهمه خیلی ...

پ . ن . 3 ) ...

پ . ن . 4 ) با چند تا دوست خوب چند ماهی آشنا شدم  به واسطه یه آدم دیگه که هیچ وجه اشتراکی بین ما نبود اما بعد ها فهمیدم که این دوستان جدید من از هم کلاسی های پسر خاله من هستند کمتر فرصت کردم از این دوستانم تو وبلاگم بگم از مهربونیشون ، از صداقتشون فقط می تونم بگم خیلی دوسشون دارم آرش هیچکس ، فرشید زرتشت و اشکان پارسا راستی تا یادم نرفته پاییز مبارک مخصوصاً مبارک مهدی بیدل عاشق پاییز به قول مهدی اخوان ثالث پادشاه فصل ها پاییز

پ . ن . 5 ) ماه مهر تولد شطیطه عزیز و آیلین عزیز هست تولد این دو دوست گل و سایر متولدین ماه مهر رو تبریک میگم.




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت