تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - خسته ام
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1385 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

خسته ام

هر آجر دیواری شده

هر سنگ جاده ای

یک سفر

بر من رهگذر

تا برسم به خود

برگردم به آیینه

قاب عکسی

روبرویم نبود

و من چقدر خسته ام

از این همه جاده

از این همه سفر

از این همه تنهایی

از این همه بی کسی

از دلخوشی گیج و منگمان

که زیر هر سقفی با سازی می رقصد

حتی ساز مخالف

من چقدر هراسانم

از داد و هوار مردمان

مردمانی که ماشین را بیشتر شبیه اند

با قلب های که در دل ندارند

مردمانی که دلواپس گذر زمانند و های های می کنند

ولی من خسته ام

خسته از زندگی

و خسته تر از خود

تا کلمه ای را آویز راه کنم

و ردی بگذارم

خسته ام

خسته

 

 

پ . ن . 1 ) سلام ;  حال روزم رو معمولاً تو پی نوشت 1 میاوردم اما حال و روزم همین سطرهایی بود که بالا خوندید

پ . ن . 2 ) ترم تابستونی گرفتم تو این گرما سه روز اول هفته رو صبح تا غروب دانشگاه هستم آخه پسر مگه مجبورت کردن

پ . ن . 3 ) شعر خسته ام که در اول پست امد هم یکی از کار هام هست از دفتر خاکی به نام تو

پ . ن . 4 ) دو سالی میشه و شاید یکم بیشتر که با عزیزانی آشنا شدم که دوری ازشون برام عذاب آور هست داداش بزرگم حسین عزیز که واقعاً به گردنم حق داره که از راه دور می بوسمش امیدوارم همیشه موفق باشه و دوسته عزیزم  آقا مهدی که هر چی از خوبیاش بگم کم گفتم امیدوارم هم این عزیزان و هم شما دوستان شاد باشید . 




طبقه بندی: شعر های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت