تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - متاسفم
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1385 | 10:57 ق.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

گاهی اوقات چیزی درون من می رقصد و پای کوبی می کند
من روحم را حبس نکرده ام.
به اینکه انسان عجیبی هستم اعتراف می کنم !
من خدا را در آغوش کشیده ام.
خدا زیاد هم بزرگ نیست.
خدا در آغوش من جا می شود،
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است.
خدا را که در آغوش می کشم دچار لرز های مقطعی می شوم .
تب می کنم و هذیان می گویم.
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه دچار مستی می شوم.
خدا یکبار به من گفت تو گناهکار مهربانی هستی
گناهکار مهربانی هستی
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل بخششند.
می دانم زیاد مهمان نخواهم بود.
تو این روزا نوبت من هم میشه
زمان می گذرد.
همیشه سعی می کنم خوب باشم و همیشه بد می مانم.
خوب بودن برام سخت شده
اصلاً نمیدونم خوب بودم یا نه
گاهی فکر می کنم شاید اصلاً خوب نبودم
خوب بودم ... ؟
باید کمی قدم بزنم تا فکر کنم.
 
دوست دارم بازم شعر بگم
ولی نمیدونم دیگه چرا نمیتونم
شاید اون آدم همیشگی دیگه نیستم
شاید تغییر کرده ام نمیدونم .
مدتی هست که خیلی افسرده ام.
از اینکه چیزی می نویسم احساس بدی به من دست می دهد
یکی به من گفت تو خودت غرق شدی
یکی می گفت عوض شدی
خسته شدم از این همه گفته ها
آخه چطور به شما بگم
فقط می تونم بگم
من روح خودم را معتاد به زنده بودن کرده ام.
و از این متاسفم.
 
که می دونم
می دونم زیاد زنده نمی مونم و بیشتر از این تاسف می خورم
که روزهایی که سعی می کردم مورچه های سیاه را لگد نکنم
ناخواسته غنچه های بوته گلی را لگد مال کردم.

پ . ن . 1 ) سلام  ;

زیاد کفر نگفتم اما باید خدا رو تو آغوش بگیری تا حسش کنی تا بفهمی چی به چیه آره خدا جون همینجایی تو آغوشم تو قلبم ...

پ . ن . 2 ) تو پست قبلی گفتم مشغول مسابقات سازه هستیم رکورد های خیلی خوبی داشتیم تو این یک ماه یکم از دغدغه های ذهنیم رو کم کرد و ذهنم رو مشغول کرد اما چه کنم که دلم یه چیز دیگه می گه و اینجا هم خونه ی دلمه

پ . ن . 3 ) اولین شعر از مجموعه خاکی به نام تو را در سایت شعر نو گذاشتم دفتر چهرم من هست که می تونید از طریق لینک زیر بخوانید.

آخر خط




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد،  شعر های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت