تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - بیابان
تاریخ : چهارشنبه 2 فروردین 1385 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

بیابانی می خواهم از سكوت،

تا ناگفته هایم را برایش فریاد بزنم.

دلتنگی هایم را برایش بگویم،

تا سرابی شوند در كویر وجودش،

وآرزوهایم را بر نور وجودش نمایان سازم ،

تا خورشیدی شود بر ظلمت حقیقت.

بیابانی می خواهم بی رنگ ،

تا مرگ رنگ را با پاییز دلم نظاره كند

 

و من با قطره های اشكم سیرابش سازم

و سبزی دوباره به ضمیرش هدیه كنم.

و نفس های خسته ام را بر لحظه های بی كسی اش بكشم

 تا ثانیه های انتظار را با تنهایی اش لمس كند

 و احساس را بر شبهایش جاری می سازم 

تا مهتاب را عاشقانه تر بر پیكر خاموش خود پذیرا باشد .

بیابانی می خواهم تا عشق را برایش معنا كنم 

پ . ن . 1 ) سلام ; سال نو مبارک

می دونید زیباترین حسی که تو بیابون و صحرا هست چیه ؟ به نظر من که سکوتشه نمی دونم حس کردید یا نه اما سکوت شب هاش واقعاً آدم رو به خلسه ای می بره که اصلاً زمان از دستش در میره به همه جا سرک می کشه اما هنوز اونجاست امیدوارم شما هم این حس رو تجربه کنید

پ . ن . 2 ) امسال سال نو حس خوبی نداشتم نمی دونم چرا اما فکر می کنم سال 85 یه جوریه شاید فقط یه حسه به قول مریم حیدر زاده یا یه اتفاق ساده




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت