تبلیغات
کلبه دلنوشته ها و دلتنگی های آلاد - شده تا حالا ...!
تاریخ : جمعه 28 بهمن 1384 | 01:06 ب.ظ | نویسنده : فرهاد رادمنش

شده تا حالا دلت همچین بگیره كه ندونی به كجا پناه ببری؟
شده تا حالا تمام وجودت اشك باشه؟
شده تا حالا دوست داشته باشی یه ثانیه دیگه هم نفس نكشی؟
شده تا حالا دنیا به این بزرگی بشه برات قفس؟
شده تا حالا تا اعماق وجودت بخوای داد بزنی؟
شده تا حالا با تمام احساست از زندگی بدت بیاد؟
شده تا حالا نتونی به كسی اعتماد كنی؟
شده تا حالا همچین كم بیاری كه مرگ تو از خدا بخوای؟
شده تا حالا از اونی كه دوسش داری بخوای بگذری؟
شده تا حالا اسم مرگ برات زیبا باشه طوری كه همون موقع تمام نیازت مرگ باشه؟
شده تا حالا اه بسه ... !

دیگه خسته شدم از این شده ها از این همه تكرار
راسته تكرار تا ابدیت
اما خدایا به فكر جثه بنده خودش هم باید باشه
شاید من نوعی نتونم تحمل كنم
این همه سختی
این همه زجر رو تحمل كنم
چرا بعضی وقتها خدا به ما می رسه خوابش می گیره
نمی خوام به خودم اجازه بدم كفر بگم
اما خدا به خدا گریه خودت بسه
بزار منم بفهم زندگی یعنی چی؟
بزار بفهمم خوشبختی خندیدن واقعی یعنی چی؟
من خسته ام خسته از این همه خنده های ظاهری
خسته از اینكه همه رو بخندونم اما خودم هیچ ...
امشب دلم خیلی گرفته انقدر كه فكر كنم صدامو خدا تو عرش شنید
اما نمی دونم جواب منو می ده یا نه
دیگه از تنهایی داره گریم می گیره  !
ولی خیلی خسته ام به خدا از همه چیز ...

پ . ن . 1 ) سلام ;

بعد مدت ها حرف دلمو نوشتم از همه چیز دلگیرم حتی از ....

پ . ن . 2 ) تولدم با تاخیر مبارک ... درگیر تحویل پروژه بودم اما بعضی از دوستانم شرمندم کردن

پ . ن . 3 ) آهنگ های وبلاگ هم فکر کنم یکم حال و هوای اینجا رو عوض کرده

پ . ن . 4 ) ...

پ . ن . 5 ) با تاخیر تولد خودم رو تبریک گفتم و با تاخیر 10 روزه تولد مهدی عزیزم رو تبریک می گم مهدی جون خیلی دوست دارم




طبقه بندی: دلنوشته های آلاد، 

  • مزکر پلی استیشن
  • خدشه
  • پاپو مارکت
  • مهندسی نفت